سلام فرفری جانم:
فرفری جانم؟ من تا چه اندازه احمقم که تورو اینجوری صدا میکنم؟! نه من احمق نیستم
عاشقم،هنوز هم عاشقم که با اینکه چند روز پیش دنیارو برای هزارمین بار روی سرم
خراب کردی بازهم اینجوری صدات میکنم و من باور دارم عشقی که در وجود من
بوده و هست نه تنها ننگ بلکه افتخاره،افتخاری بزرگ.از چند شب پیش که همه چیز با
معذرت خواهی الکی و زوری تو "مثلا" تموم شد من سردرگم ترین دختر دنیا شدم.چند
دقیقه قهقهه میزنم و چند دقیقه بعد صدای گریه ام به آسمون هفتم میرسه.از خواب که
پا میشم حس میکنم میتونم برم دنیارو فتح کنم،اما همین که به پشت میزم میرسم
تو انجام عادی ترین کارهام هم میمونم،یه لحظه با تمام وجود ازت متنفرم و یه لحظه به
خودم میام و میبینم با تمام وجود هنوز عاشقتم.این چند روز به هر دری زدم.آخرش به
اینجا رسیدم که برات بنویسم.اولش میخواستم رو کاغذ واقعی برات بنویسم اما دیدم
با این دست درد لعنتی این روزهام،با دست خط فاجعه ی من،با بی حوصلگی تو، با
رفت و آمد های مختلف آدم های جورواجور به اتاقم بهتره این کار رو نکنم.البته هنوز هم
فانتزی اینکه نامه هارو بفرستم دم خونت ذوق زده ام میکنه
برچسب:
نویسنده: آریا نصیری
تاريخ: يکشنبه
19 دی
1395 ساعت: 22:30